شيخ محمد شعيب
9
مرآت الاولياء ( فارسى )
سلطان چون هجوم عام ديدند و آفت آن را دانستند براى خلق ، پراگنده شدند و منكر كردند با آنكه ماه رمضان بود نان از بازار برداشتند و خوردند - چون مردم اين معنى را مشاهده كردند منكر گشتند ، متفرق شدند و تا در بسطام بودند بر ايشان رجوع نكردند - اگرچه ظاهر است مثل ايشان بزرگى نبود « الف » با وجود رمضان روزه چون بخورد ، اما خلاف شرع نه كردند چرا كه در سفر بودند و در سفر افطار روا است و ايشان رجوع خلق نخواستند - كسى كه رجوع به حق باشد رجوع غير را نخواهد اما نه پرورشى كه مخالف شرع باشد و طريقهء ملامتيه آنست كه اين قسم ملامتى كه مخالف شرع نباشد قباب خود سازد - پس اعتراض بر كار ايشان نبايد كرد كه بر حقيقت كار ايشان كسى مطلع نيست و در جواهر آورده است كه ملامتى آن را نگويند كه از شريعت تجاوز كند بلكه ملامتى آن را گويند كه در امر خداى تعالى نظر بر خلق نكند كه بر ما ملامت مىكند بلكه بههرحال رعايت شريعت كند اگرچه خلق بر وى ملامت مىكند « ب » محمد بن سماك قدس سره در وقت رحلت مناجات كرد و گفت " بار خدايا ! بر تو ظاهر است كه در وقت معصيت كردن اهل طاعت را دوست دارم اكنون دوستى آنها كفارت گنهاهان « ج » من گردان " و شيخ الاسلام ( ر ح ) فرمودهاند " ديدار مشايخ را غنيمت بايد شمرد " و ابو عبد اللّه سجزى ( ر ح ) گفتهاند " سودمندترين چيزها مردمان را صحبت صالحان است و اقتداء به ايشان در افعال و اقوال و زيارت قبورهاى ايشان « د » " و خواجه معين الدّين چشتى ( ر ح ) فرمودهاند " صحبت نيكان به از كار نيك و صحبت بدان بد از كار بد " و حضرت غوث الاعظم رحمة اللّه عليه فرمودهاند " كه اين جماعت پادشاهان دنيا و آخرت است " و شيخ ابو الحسن غزنوى ( ر ح ) گفتهاند " اولياء اللّه واليان عالماند . باران از آسمان به بركت اقدام ايشان مىبارد و از
--> ( الف ) سع ، مظ - ( نبود ) ندارد . ( ب ) عر - مىگويند . ( ج ) عر گناه ( د ) رجوع كنيد به نفحات الانس مؤلفه عبد الرحمن جامى ( ر ح ) تصحيح و تحقيق مهدى توحيدىپور طبع تهران ( سال طباعت ندارد ) ص 113 .